هنگامی که لارا تنیسون (Laura Tenison) می خواست اولین کارآگاه خیاطی خود را تاسیس کند با یک مشکل کوچک مواجه شد. برای راه اندازی چنین کسب و کاری به مقدار زیادی هزینه اولین نیاز داشت در حالی که او بسیار جوان بود و تقریباً هیچ پولی در اختیار نداشت.

به جای تسلیم شدن، تصمیم گرفت ابتدا کاری را شروع کند که نیاز به پول زیادی نداشته باشد تا بتواند کم کم سرمایه اولیه خود را بدست آورد. بنابراین هنگامی که یکی از دوستانش از او برای خرید خانه در فرانسه کمک خواست، تنیسون فهمید که راه اندازیِ بنگاه معاملاتی برای خرید و فروش املاک در خارج از کشور می تواند آغاز خوبی باشد. او می گوید: «فرصت های خوبی در زمینه خرید و فروشِ املاک در کشورهای خارجی در حال شکل گرفتن بود، و من می دانستم جای یک بنگاه املاکِ خوب در بازار خالی است.»

وی مبلغ ۳۰۰۰ پوند از یکی از برادرانش قرض کرد و توانست در سال ۱۹۹۲ بنگاه املاک خود را تاسیس کند. دو سال و نیم بعد توانست آژانس خود را به مبلغ ۷۰,۰۰۰ پوند بفروشد؛ و این مبلغ همان سرمایه ای بود که او می توانست کارگاه خیاطی خود را راه اندازی کند.

علاقه خود را به خیاطی برای اولین بار در کودکی و هنگامی که والدینش برایش یک چرخ خیاطی خریدند کشف کرد. هر چند در یک خانواده نسبتاً شلوغ به دنیا آمد، اما اکثر کودکی خود را در تنهایی گذراند چون همه خواهر و برادرانش در مدرسه شبانه روزی تحصیل می کردند. وی می گوید: «چرخ خیاطی تنها دوست همیشگی من بود.»

او در سن ۱۵ سالگی شروع به دوختن لباس برای مردم کرد. وی ادامه می دهد: «از همان بچگی دارای شَم کارآفرینی بالایی بودم. اکثر اعضای خانواده خیاطی مرا جدی نمی گرفتند و اعتقاد داشتند پس از اتمام تحصیل باید به منشیگری بپردازم.» با همه این حرف ها، او ایام فراغت را به تهیه لباس و فروش آن به مردم می گذراند. بعد از ۶ ماه کار در انتشارات و سپس ۲ سال جهانگردی تصمیم گرفت به عنوان کارآموز در یک لباس فروشی مشغول شود. او فرصت را غنیمت شمرد و در مدت ۱۸ ماهی که در آنجا کار می کرد، به یادگیری مطالبی در زمینه صنعت لباس پرداخت. بعد از آن بود که وی بنگاه املاک مذکور در ابتدای داستان را تاسیس کرد. ولی به محض فروش امتیاز بنگاه، یک حادثه رانندگی شَدید برایش اتفاق افتاد و مجبور شد چند هفته ای در بیمارستان بستری شود.

تنیسون ابتدا تصمیم داشت کسب و کارش را در زمینه پوشاک آقایان آغاز کند، ولی در ایامی که در بیمارستان بستری بود، بیمار تخت کناری به او گفت که به دلیل پیدا نکردن لباس مناسب، می خواهد از طریق پست برای فرزندانش لباس تهیه کند. بعد از این گفتگو تنیسون متقاعد شد که باید وارد صنعت پوشاک کودکان شود.

تنیسون به محض مرخص شدن از بیمارستان به تحقیق درباره این زمینه پرداخت. او پرسشنامه هایی تهیه کرد و در خیابان اصلی شهر از مردم می خواست که آن را پُر کنند. بر اساس نتیجه این تحقیق وی تصمیم گرفت به فروش لباس های زایمان و کودکان بپردازد.

بعد از دو سال به دلیل پایین آمدن ارزش پول انگلستان، تنیسون با مشکلات مالی بسیاری مواجه شد و مجبور شد برای زنده ماندن در صنعت لباس خانه خود را در ازای دریافت مبلغی در گرو بانک بگذارد.

دو سال بعد فاجعه دیگری رخ داد. اگرچه وی نام شرکت خود را جوجو (JoJo) گذاشته بود، ولی این اسم را هنوز به عنوان یک نام تجاری به ثبت نرسانده بود. به دلیل این سهل انگاری و محافظت نادرست از ایده خود، توسط یک شرکت دیگر به اتهام تقلب مورد پیگرد قانونی قرار گرفت. در نهایت، این غفلت برای وی ۲۵,۰۰۰ پوند خرج تراشید و مجبور شد نام تجاری خود را به جوجو مامان بِ بِ (JoJo Maman Bébé) تغییر دهد. وی ادامه می دهد: «این درسی بود که باید آن را خوب یاد می گرفتم.»

او اولین مغازه خود را در سال ۲۰۰۴ افتتاح کرد. ابتدا تصور می کرد برای افزایش تعداد شعبه ها نیاز به سرمایه گذاری افراد دیگر دارد، اما بعد از گذشت ۶ ماه و با مشورت های بسیار تصمیم گرفت شعبه های بعدی را از درآمدهای خود تامین کند. او ادامه می دهد: «وقتی سرمایه گذار را وارد کار خود نمی کنید، آرامش را به خود هدیه می دهید.»

تنیسون به خاطر خدماتی که در عرصه لباس انجام داده است، توانست جایزه MBE را از ایالت ولز دریافت کند. او دلیل موفقیت خود را داشتن انرژی زیاد می داند. وی می گوید: «هیچگاه دوست ندارم به حالت سکون باشم.»

او به کارآفرینان تازه کار پیشنهاد می کند: «هیچ وقت تسلیم نشوید. سعی کنید در جوانی کار خود را شروع کنید چرا که در جوانی شجاعت و در نتیجه قدرت ریسک شما بیشتر است. ولی مراقب باشید ریسک هایتان حساب شده باشد.»

دسته‌ها: کارآفرین موفق

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *